تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
ما حصل معنى آنكه اشخاصىكه كفران ورزيدند با اولياى ما ، زود ملبّس به لباسى مىشوند كه تبديل‌پذير است ؛ يعنى به صورت حيوان درمىآيند . هر قدر در جلوهء حيوانيت آنها كهنگى ظاهر بشود ، به اين معنى كه پير و فرتوت بشوند ، مجدّدا تبديل در جلد آنها شده ، باز به صورت حيوان ظهور خواهند يافت . اينكه نار را به معنى آتش گرفته‌اند ، جهتش اين است كه از اين لفظ ابتدا معنى آتش تبادر به ذهن مىنمايد ؛ و سوختن در آتش به حسب ظاهر اصعب از جميع طرق قبل است ؛ لهذا او را در تعذيب كافرين مشخّص كرده‌اند و نمىدانند كه نار معانى عديده دارد : به معنى لباس و ظاهرشدن است . كفّارى كه مىميرند و از انظار غايب مىشوند ، فورا در لباس بد و لباس عذاب كه صورت حيوانيت است ظاهر مىگردند و معذّب مىشوند به عذاب جوع و خوف و زشتى صورت ؛ و همچنين معذّب مىشوند به عذاب سعير كه به معنى ديوانگى است . چون ظلّ ظليل عقلانيه - كه حقيقت محمّد و آل محمّد است - از شخص مرتفع بشود ، فورا عذاب سعير - كه به معنى رنج ديوانگى است - عارض خواهد شد ؛ و همچنين از ارتفاع عقل كه وادى ايمن خداى تعالى است ، عذاب جوع و خوف و عذاب جحيم كه به معنى قتل فراوان كه على التعاقب و التوالى كشته بشود و باز به صورت حيوان ظهور يافته مترصّد قتل باشد . نه آن است كه هر كجا لفظ نار مذكور باشد ، مقصود آتش باشد . در آيه كه مىفرمايد :
كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ
مقصود از
أَوْقَدُوا ناراً
برانگيختن فتنه است كه محاربات خلايق با يكديگر مبتنى به اوست . فى الحقيقة در حربگاه آتش نمىافروزند كه خاموش بشود . منظور از افروختن آتش حرب ،