سوراخ كردن كوه و تراشيدن احجار عظيمه و اين مقوله كارها نسبت به ديو دادهاند و مىگويند : « كار ديو است . » زيرا كه به يقين دانستهاند كه آدم حقيقى در اين موارد صرف اوقات نخواهد نمود . در اينصورت ، انتساب اين امور را به ديوى دادهاند كه در صورت انسانيت مشاهده شده است و خداى تعالى در وصف آنها فرموده است :
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ .
علامت اينكه اين اشخاص
كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
هستند ، اين است كه انعام به اختيار خود زير بار نمىروند و مجبورا بار مىكشند و لكن اين اشخاص به اصرار حمل بار مىنمايند . در اينصورت ، اضلّ از انعام خواهند بود كه با وصف ديدن و شنيدن مطلقا ملتفت نمىشوند ، بلكه نهى موجب افزايش حرص آنهاست .
بدانكه مجموع پيغمبران و اوصياى ايشان اغلب وقايع معاد را بيان فرمودهاند و لكن از ترس تخطئهء عوام و مردمان احمق وضعى بيان فرمودهاند كه خلق تصوّر مىكنند كه اين امور بعد از اين وقوع خواهد يافت ، اگر چه فى الواقع رتبهء عين اليقين و حقّ اليقين خلايق را بعد از وصول به آن مرتبه و مقام حاصل خواهد شد ؛ ولى در موجود بودن آن عوالم كه الآن حاضر و آماده و مهيّاست ، آدمى را مقام علم اليقين لازم است . با وجودى كه بالصّراحه فرمودهاند بهشت در آسمان است و جهنّم در زمين ؛ و از اين واضحتر نمىتوان اداى مطلب نمود ؛ قصور ذهب و فضّه و جواهرى كه در او موجود است و همهء خلايق به رأى العين