محقّق است كه چون آدمى در طلسم صورت نفسانيت افتاد ، انواع عذاب از براى او مهيّاست كه يكى از آنها عذاب « جحيم » است و جحيم در لغت به معنى قتل فراوان است كه شخص دائم الاوقات به صور حيوانى مجسّم و مقتول بشود ؛ و همچنين مبتلا مىشود به عذاب سعير و « سعير » مأخوذ از سعر است و سعر در لغت به معنى ديوانگى است . چون آدمى به صورت حيوانى در افتاد ، عقل كه حقيقت محمّد و آل محمّد است ، از او مرتفع مىشود . در آنوقت ، جهل و طغيان بر او مستولى خواهد شد و ساير تعذيبات از قبيل سوختن و داغ كردن و لحوم يكديگر را خوردن و لجام زدن و زنجير كردن و شاخ بستن و غيره همهء آنها ظهور و بروز حاصل خواهد نمود ؛ و تطبيق نمودن كلّ روايات با يكديگر ممكن است .
بدانكه حقيقت آدمى مادامىكه در اين قالب سجّينى ظلمانى متوقّف و مقيم خطّهء خاك است ، به اصطلاحى كه در قرآن ذكر فرموده ، او را انسان مىنامند ؛ و اينصورت مستلزم طغيان و غفلت است . زيرا كه نورانيت و حقّانيت و معنويت حقيقت آدمىكه او را نفس مطمئنّه ناميدهاند ، در طلسم اوّلين طبقهء طلسم ظلمانيت و جسمانيت و شيطنت صورت ظاهريه كه نفس امّارة بالسوء اشاره به اوست ، مقيّد و محبوس شد . در اينوقت ، مستوجب توبيخ و سرزنش خواهد بود ، همچنانكه در قرآن هر كجا اسمى از انسان مذكور شد ، خصايص انسانيت را نيز بيان فرمود ، چنانچه فرموده است :
وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
،
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
،
إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى
،
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
،
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً إِنَّا خَلَقْنَا