عبور نموده داخل بهشت مىشوند و اهل جهنّم از صراط به زير افتاده ، داخل آتش قهر و سخط خداوندى خواهند شد ؛ و در جهنّم طبقات مخصوصى است كه تعذيب خلايق به اندازهء تقصير آنها خواهد شد .
و بعضى كه معاد را روحانى دانستهاند ، با اين طبقه معارضه دارند و تكفير يكديگر مىكنند .
متشرّعين امور روحانى را مثل خواب تصوّر مىنمايند كه مبناى آن همچون خيال است و وجود خارجى ندارد ؛ و غفلت از اين نمودهاند كه در عالم هيچ چيز از جسم خارج نيست و لكن جسمانيت و روحانيت آنها بالنسبة است . گل سرخ نسبت به شاخ و برگ بوتهء خودش روح است و نسبت به گلاب جسم خواهد بود ؛ و همچنين گلاب نسبت به عطر جسم است و نسبت به گل روح مىباشد ؛ و عطر نسبت به بوى خوشى كه در اوست ، جسم است و نسبت به گلاب روح .
پس هر شىءاى از اشياى عالم امكان نسبت به ما فوق جسماند و نسبت به ما تحت خودشان روح و جوهر خواهند بود .
وقتىكه شخص دانست مجموع امور عالم بالنسبة است ، ديگر جاى معارضه نيست . گفتگو و مباحثه ، مورث تعطيل در علم و تضييع در عمر خواهد بود . با وصف اين ، اگر شخص ترك منازعه ننمود ، يا محض غلبهء جهل است و يا به جهت اشتهار و انتشار صيت فضيلت و اجتماع عوام الناس ، سواى اين دو فقره هيچ محملى نخواهد داشت .
و عقايد بعضى از حكما در معاد از قبيل كلمات مرحوم ملّا صدرا در جاى خودش به طور اجمال نوشته مىشود .
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٢٤٧