الى حال ندانسته است كه انبيا جميعا حكم واحد دارند و طريق عقل واحد است .
در قرآن مىفرمايد :
آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
و همچنين مولوى در مثنوى مىفرمايد :
مؤمنان بسيار و ليك ايمان يكى * جسمشان معدود ليكن جان يكى
جان گرگان و سگان از هم جداست * متّحد جانهاى شيرانِ خداست
مقصود از بعثت آنها دو چيز است :
يكى خلق را به خالق دعوت نمايند ؛ نكات و دقايق توحيد را به خلق بياموزند .
ديگر اينكه از روى حكمت و مصلحت طريقهء ممدوح مستحسنه وضع نمايند كه باعث امنيت عالم بشود . ابواب فتنه و فساد و قتل و قانون قبيحه كه مورث لجاج و عناد است ، مسدود گردد كه پيوسته خلق جديد از كتم عدم به عرصهء وجود قدم زده ، از فيوضات الهيه مستفيض شوند . بديهى است كه قانون بد و اعمال رد علّت فتنه و فساد و قتل نفس است . مقصود خداى تعالى تعدّد در نفوس و كثرت در جنس است . قتل موجب نقص در عدد است و منافات دارد با امرى كه مقصود خداى تعالى مىباشد .
در اينصورت ، انبيا به هر معروفى امر و از هر منكرى نهى خواهند فرمود تا مقصود حاصل شود . غرض اصلى جميع انبيا همين بوده است . هرگاه محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - چيزى را بگويد كه ساير انبيا نگفته باشند تا شخص نصارا نگويد كه از تورات و انجيل اقتباس شده است ، بايد بگويد كه خدا متعدّد