رسالت عروج و صعود خواهند نمود معرّفى كرد و اين آيه به آن حضرت نازل شد :
وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً
.
چون جبرئيل اين آيه را آورد ، آن حضرت به امورىكه بعد وقوع خواهد يافت ، استحضار حاصل فرمود و اين مقدّمه را به اصحاب و احباب بيان فرمود .
تكليف عموم خلق اين بود كه رؤياى آن حضرت را صادقه دانسته ، اين آيه كه بر صدق آن خواب نازل گرديد در خاطر ضبط نمايند . بعد از رحلت حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - هر كه ابتدا به منبر آن حضرت صعود نمود و هر كه او را در اين امر تقويت كرد ، ايشان را قرده و خنازيرى بدانند كه پيغمبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در خواب ديد ؛ و از ايشان اعراض و اجتناب كنند .
چون . . . . متوالى يكديگر به منبر رسالت بالا رفتند ، اغلب صحابه رؤياى صادقهء آن حضرت را فراموش نموده ، در تقويت امور جبت و طاغوت مبالغه كردند . چون شاه ولايت علىّ بن ابى طالب - عليه السلام - بر سرير خلافت نشست ، محض اينكه بر منبر رسول خدا برنيايد و در سلك خلفاى ثلاثه منسلك نشود ، از مدينه به كوفه مهاجرت فرمود . چون امر به معاويه ملعون قرار گرفت ، منبر رسول خدا را از مدينه به شام برد . شجرهء ملعونهء بنى اميّه به منبر صعود مىكردند .
و همچنين خداى تعالى در مقام تسليهء حضرت رسول برآمده است كه بودن طاغوت و خروج آن اختصاص به امّت شما ندارد . با هر پيغمبرى طاغوت مخصوصى بود كه در صدد اضلال امّت بر مىآمد و اشخاصى را كه با او جنسيت داشتند ، از راه خارج مىكرد . حرص و مبالغهء شما در هدايت كردن اين گروه