گاه فى الواقع اخبار نفرموده است ، يكى از دو شقّ را محتمل خواهد بود :
- يا حمل به عدم علم خداوندى در امور مستقبل و ما سيأتى بايد نمود و به اين فقره معتقد بشويم كه او - جلّ شأنه - نمىدانست چهها واقع خواهد شد و الّا همچنانكه از اخبار ماضيه خبر داد ، البتّه از مستقبل اخبار مىفرمود .
- يا اينكه معتقد اين مطلب بشويم كه خاتم انبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - با وجودىكه محرم اسرار
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
بود ، محروميّت استحضار از امور مستقبلهء امّت خود نداشت . در اينصورت ، بحثهاى غلاظ و شداد وارد مىآيد . ناچار بايد معترف شويم كه مجموع آنها را در قرآن خبر داده است و لكن به طور كنايه كه در حقيقت ابلغ از تصريح است و حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - خواصّ اصحاب را استحضار دادند و امر به كتمان فرمودند تا وقتى كه امر به وقوع برسد . . . .
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً
خلاصهء ترجمه آن است كه مىفرمايد : « آيا نظر نمىافكنى به سوى اشخاصىكه گمان كردهاند كه ايشان ايمان آوردهاند به چيزى كه به تو نازل شده است و به آن چيزى كه قبل از تو نزول يافته است . همين اشخاص اراده خواهند نمود كه محاكمه و داورى به سوى طاغوت ببرند - يعنى او را متولّى امور خود نموده ، متابعت امر و نهى او نمايند - و حال اينكه بتحقيق امر كرده شدهاند كه به او كفران بجويند و شيطان اراده خواهد نمود كه ايشان را گمراه نمايد گمراهى كه طولانى و امتداد زيادى داشته باشد . »