تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بعضى از آنها را در جاى خود مذكور مىنماييم . بالجمله : اهل سنّت و جماعت يا غفلت از اين معنى دارند . . . كه جنس نبىّ و ولىّ يكى است . امير نحل جنس مخصوصى است ، جعل هرگز امارت نحل را نشايد . كرباس وصلهء الماس نشده است . خلافت موسى با يوشع است . طول قامت عمالقه را در اين امر مدخليتى نيست . شيث خليفهء حضرت آدم شد . كبر سنّ و سفيدى ريش قابيل ، مستلزم و موجب اولويت نشد . چندى قبل از اين يكى از علماى سنندج كه مذهب شافعى داشت به طهران آمده بود و در مدرسه منزل داشت . روزى اين بنده مكتوبا از او سؤال كردم كه بعد از رحلت خاتم انبيا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و اجماع سقيفه ، ابا بكر علىّ را به جهت مبايعت احضار نمود و علىّ - عليه السلام - اولويت خود را به امر خلافت بيان فرمود به قرابت و وصايت و سبقت در اسلام و ساير فضايلى كه اختصاص به آن حضرت داشت تعداد كرده ، احتجاج نمود . ابا بكر در جواب گفت : « سمعت من رسول اللّه و هو يقول إنّا أهل البيت اختار اللّه لنا الآخرة على الدنيا و إنّ اللّه لم يجمع لنا أهل البيت النبوّة و الخلافة » [ 104 ] و شهادت دادند به صدق اين حديث كه راوى آن شخص ابا بكر بود . در همان مجلس معهود ، عمر و ابو عبيده و سالم - مولاى ابى حذيفه - و معاذ بن جبل ، به قوّت اين حديث خلافت را از خانوادهء رسالت منصرف كردند و ابا بكر متصدّى اين امر خطير شد و ندانستند كه خاتم انبيا خود جمع ما بين نبوّت و رياست فرموده بود ؛ چنانچه جمع نبوّت و خلافت منهىّ عنه بود ، مىبايست در عهد آن حضرت كه خود نبوّت داشتند ، رياست مطلقه را به شخص ديگر محوّل بفرمايند تا نبوّت و رياست در وجود