مقصود از حديث « لا تجتمع امّتى على الخطأ » خطاى شرك و كفر است كه إلى حال در امّت واقع نشده است . دخل به صحّت مبايعت با ابا بكر ندارد . به جهت اينكه از به دو اسلام إلى زماننا هذا اغلب اوقات ، امّت در اضداد با همديگر اجتماع نمودند . لفظ امّت در حديث مذكور لفظ عامّى است كه اختصاص به بعض دون بعض و به زمان دون زمان ندارد .
و اجتماع در بيعت خلفا و قتل عثمان و بيعت با مرتضى علىّ و اجتماع حرب جمل و صفّين و نهروان و رياست معاويه و بيعت كردن با يزيد و قتل امام حسين و قتل و غارت مدينه و محاصره نمودن كعبه و نصب منجنيق به حرم خداى تعالى و ساير اتّفاقات و اختلافاتى كه در مبايعت با خلفاى بنى اميّه و بنى عبّاس و در خلع بعضى از آنها مجتمع مىشدند و با خوارجى كه در عهد آنها خروج مىكردند ، متّفق و متّحد بودند ؛ اينهمه تفاصيل به اجماع و اجتماع امّت پيغمبر بود . بايد به حكم اين حديث ، جميع اين وقايع را تصديق نموده ، همه را حقّ بدانيم و انكار ننماييم و حال اينكه مجموع آنها با هم ضدّ هستند . جمع اضداد روا نيست .
هرگاه بگويند كه : اجتماع در امور مخصوص خواصّ است و عامّه را در آن مدخليتى نيست .
جواب گوييم كه : در اجماع سقيفه اجتماع عوام بود ، از خواصّ كسى حضور نداشت . اجماعى كه خالى از ذوى القربى است و از آل محمّد در آن انجمن احدى حضور ندارد ، همين دليل بطلان آن اجتماع است . كدام خواصّى است كه اخصّ از علىّ - عليه السلام - بود كه نفس حضرت رسالت است ؛ برادر و بنى عمّ و
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص١٧١