است ، مثل اينكه لفظ عرش را در مواضع عديده استعمال مىنمايند :
[ 1 . ] علوّ مرتبهء معنويت و بطون اشيا را عرش مىگويند .
[ 2 . ] و بلندى صورت و سطح آنها را عرش مىخوانند .
[ 3 . ] تخت سلاطين را هم عرش ناميدهاند ؛ و خداى تعالى در حكايت بلقيس فرموده است :
إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ
و در مورد ديگر مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ
.
پس اطلاق لفظ مؤمن و مؤمنين و مسلم و مسلمين به ساير طبقات ناس از قبيل استعمال و اطلاقات عرش است در موارد مختلفه . وقوع حقيقت معنى مؤمن در آل محمّد است . زيرا كه « مؤمن » به معنى ايمنشده از زوال و فنا و و اصل شده به رتبهء ابديت و بقاست ، چنانچه حقيقت محمّد و آل محمّد عقل است و در عقل ازليت و ابديت موجود مىباشد . زيرا كه « أوّل ما خلق اللّه » است و شاهد بر ما سوى اللّه مىباشد ؛ و آيهء
لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ
تشريح اين مطلب نموده است .
و ساير خلق در معرض زوال و فنا واقع شدهاند ، و اخيار و ابرار آنها مؤمنيّون و مسلميّوناند كه مخاطب به خطابات : « آمنوا » و « أسلموا » شدهاند ، به جهت اينكه انتساب به ايمان و اسلام آل محمّد دارند و از كثرت استعمال ياى آنها ساقط شده ، آنها را نيز به طور مجاز « مؤمنين » و « مسلمين » مىخوانند ؛ و اين دو آيهء متوالى در قرآن در سورهء مائده كه مىفرمايد :
يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ إِنَّما وَلِيُّكُمُ