تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
در اوراق بعد در موضع خودش به وضوح خواهد پيوست كه مطلقا جاى اكراه و انكار نداشته باشد و در ضمن همان مطالبى كه بعد نوشته خواهد شد ، رفع شبههء حكما در معراج و واقع شدن خرق و التيام در اجرام فلك خواهد شد . اشتباه در اين كرده‌اند كه انوار مقدّسهء محمّد و آل محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را كه خميرمايهء وجود و اصل الاصول آفرينش و حقيقة الحقائق و بسيط الحقيقة كلّ الاشياء و هياكل توحيدند ، به اجسام كثيفهء خود كه در عوالم امكان رتبهء سجّينى دارد ، قياس مىكنند ، مانند مگس مبتلاى دام عنكبوت جهل مىشوند . رفتن معراج را از اعجاز و خوارق عادت آن حضرت مىشمرند و نمىدانند كه معراج رفتن عادت و خوى اوست ، بلكه توجّه به عالم سفلى و معاشرت نمودن با نوع انسانى از اعجاز و خوارق عادات آن‌جناب محسوب مىشود . بودن آفتاب در افلاك ، دليل كرامت و اعجاز قرص شمس نمىشود . هرگاه در كلبهء پيرزن واقع و وارد بشود ، مرتكب خارق عادت شده است . چون دانستى كه عرش حقيقت محمّد است ، بايد بدانىكه فرش حقيقت شيطان است . محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در نورانيت و در رتبهء علّيين با شيطان - كه مادّه و ماهيت ظلمت و عين مرتبه و حقيقت سجّين است - تقابل دارد . اشخاصىكه شيطان را در مقابل نور ذات الوهيت شخص مقتدر مستقلّ مطلق العنان دانسته‌اند ، جهتش اين است كه در آيات و اخبار معتقد تأويل نمىشوند ، همان‌صورت ظاهر را از دست نمىدهند و نمىدانند كه شيطان از « شيط » مأخوذ است و شيط در لغت به معنى سركشى و نافرمانى است كه علّت آنها جهل و عدم علم مىباشد ، و سجّينيت و ظلمت لازمهء اوست ؛ و اين جمله با
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 71 | ملا هادي السبزواري / علي اوجبي