تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النظامية في مذهب الإمامية ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
معمولا از آن با عنوان علم كلام ياد مىشود . علم كلام دانشى است كه به تبيين و تفسير بنيادهاى دينى مىپردازد ، اصول عقايد دينى را اثبات مىكند و در صدد برمىآيد تا شبهاتى را كه بر پيكرهء دين وارد مىشود ، دفع كند . از آنجايى كه موضوع علم كلام از با ارزشترين و مهمّترين موضوعات ، و غايت آن از پربارترين غايات است ، آن را از امّهات معارف بشرى به شمار آورده‌اند . در كتابهاى كلامى ، تعاريف گوناگونى براى علم كلام ارائه شده‌است ، كه در واقع اين تنوّع از اختلاف در موضوع علم كلام ناشى مىشود ، اختلاف در اينكه : اساسا آيا علم كلام موضوعى دارد يا نه ؟ در صورتى كه موضوعى ندارد ، ملاك تمايز آن از ساير دانشها چيست ؟ و در صورتى كه موضوعى دارد ، آيا موضوع آن يك امر واحد است يا امور متعدّد ؟ در ابتدا سه احتمال قابل تصوير است : 1 . علم كلام موضوعى ندارد . 2 . موضوع علم كلام ، يك امر واحد است . 3 . موضوع علم كلام ، امور متعدّد است . آن دسته از متكلّمانى كه احتمال دوم يا سوم را برگزيده‌اند ، بر اين نكته اتّفاق نظر دارند كه هر علمى داراى موضوعى است كه پيرامون عوارض ذاتى آن بحث مىكند ؛ و علم بدون موضوع ، امكان تحقّق ندارد . به ديگر سخن : آنچه كه باعث به وجود آمدن يك علم و تمايز آن از ساير علوم مىشود ، پيوند ذاتى و قدر جامع ذاتى ميان مجموعه‌اى از قضاياست . با اين تفاوت كه گروه نخست ، موضوع را امرى واحد مىدانند . « 1 » در حالى كه دستهء دوم ضرورتى در وحدت موضوع نمىبينند و معتقدند كه عناوين متعدّد هم مىتوانند در كنار هم ، موضوع علمى واحد را تشكيل دهند . براى نمونه به برخى از تعاريفى كه اين دو گروه ارائه كرده‌اند ، اشاره مىكنيم :
هامش
( 1 ) . برخى از اينان براى اثبات مدّعاى خويش به قاعده فلسفى مشهور الواحد : « إنّ الواحد لا يصدر إلّا عن الواحد » تمسّك كرده‌اند .