و پيش محقّقان متكلّمين ، نفس انسانى جسمى است لطيف نورانى شفّاف كه در اين بدن سارى است ، « 1 » همچنان چه آب ورق گل در ورق گل ؛ و هر گاه كه بدن فاسد مىشود ، آن جسم « 2 » لطيف نورانى از بدن [ 174 ] جدا مىشود ؛ و موت عبارت است از اين جدايى نفس از اين هيكل محسوس است ، و به عالم بالا و جنّة المأوى باز مىگردد اگر از سعدا است ، و به هاويه و ظلمات مىرود اگر از اشقيا است .
چنان چه در احاديث معتبره وارد است كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود كه نسمهء « 3 » مؤمن مرغى است كه معلّق مىشود در درخت بهشت تا زمانى كه حقّ سبحانه بازگرداند آن نفس مؤمن را به جسد مؤمن در روز قيامت .
و تحقيق حقيقت نفس چون مبحثى است عميق ، در اين رساله شروع در آن نمىكنيم و به اين قدر اكتفا كرديم ؛ و اللّه أعلم .
تحقيق در عذاب و نعيم قبر
بدان كه آدمى را بعد از مردن به آن [ 175 ] قدر فاصله كه حقّ سبحانه داند و تعيين آن وقت معلوم نيست ، راحتى و نعمتى يا عذابى و مشقّتى خواهد بود ، و « 4 » اين « 5 » را عذاب و نعيم قبر مىگويند .
و عذاب و نعيم قبر ، حقّ است پيش اماميه و اشاعره . از براى آنكه ممكن ذاتى است ، و مخبر صادق خبر از آن داده كه واقع است ، چنان چه به تواتر از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و ائمّهء هدى - سلام اللّه عليهم - ثابت شده ؛ و هر ممكن ذاتى كه مخبر صادق خبر از آن دهد ، حقّ است . پس عذاب و نعيم قبر ، حقّ باشد ؛ و هو المطلوب .
و اشكال اين مقام در آن است كه عذاب قبر و نعيم آن ، بىحيات متصوّر نيست ؛
هامش
( 1 ) . ح : يا به غير [ س : يا تغير ] اين طريق على ما علم اللّه تعالى كيفية الإرتباط بينهما [ ش : الإرتباط بهما ] . « منه »
( 2 ) . س : جشم .
( 3 ) . ح : « نسمه » به معناى نفس است . « منه » .
( 4 ) . ش : - و .
( 5 ) . ش : آن .