باب پنجم در معاد است
و معاد مصدر ميمى است يا اسم مكان ؛ و حقيقت عود توجّه شىء است به آنچه بود بر آن پيش از اين ؛ و مراد به معاد در اين مبحث ، رجوع به وجود است بعد از فنا و عدم طارى به وجود ، يا رجوع اجزاى بدن است به اجتماع بعد از تفرّق ، « 1 » يا رجوع اجزاى بدن است به حيات بعد از موت ؛ يا رجوع ارواح است به ابدان بعد از مفارقت از آن .
و تصديق به يكى از اين اقسام ، از اصول دين همهء انبياست - سلام اللّه عليهم - و معرفت معاد و تصديق آن ثانى معرفت اللّه است و تصديق به وحدانيت ، چنان چه هر كس كه - العياذ باللّه - منكر معاد جسمانى باشد ، اگر چه هرگز گناهى [ 171 ] نكند و پيوسته در طاعت و عبادت باشد ، كافر است و مخلّد در دوزخ ؛ و هر كه « 2 » غير اين اعتقاد كند هم در دوزخ مخلّد بود ، و اللّه أعلم .
تحقيق در اركان چهارگانهء بحث معاد
بدان كه بحث معاد مبنى بر چهار ركن است . از براى آنكه در معاد ناچار است از بحث از حال خود و عالم ؛ يعنى عالم صغير كه آن انسان است و عالم كبير كه اين
هامش
( 1 ) . س : - يا رجوع اجزاى بدن است به اجتماع بعد از تفرّق .
( 2 ) . س : هرگز .