تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
كه ايمان در لغت تصديق باشد يعنى باور داشتن و در عرف اهل علم تصديق چنانچه مذكور گرديد . پس اقرار به زبان تصديق نباشد چنانچه
« وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ »
اشارت به آن است ، و همچنين ظاهر كريمه
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا »
و اين اول مراتب ايمان است ، و از آن بهتر ايمان بغيب است
« يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ »
و آن مقارن بينائى كه در باطن بود كه مقتضى ثبوت ايمان باشد « كانه من وراء حجاب » و ازين جهت مقرون بغيب است . و از آن كامل‌تر ايمان آنها كه در حق ايشان فرموده است كه
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً »
تا آنجا كه
« أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا »
و اين مرتبه ايمان بكمال است و متصل باشد به ايمان يقينى ، و اين منتهاى مراتب ايمان است ، و آنچه در سلوك كمتر از آن نشايد ايمان بتقليد است . و اما ايمان به زبان چنانچه ظاهر شد ايمان نيست
« يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ »
چه ثبات حالتى است كه تا با ايمان مقارن نشود ، طمأنينه نفس كه شرط طلب كمال است ميسر نگردد ، چه هر كس كه در معتقد خويش متزلزل باشد ، طالب كمال نتواند بود ، و ايمان و ثبات ايمان عبارت از حصول جزم است به آنكه كاملى و كمالى هست ، و تا اين جزم نباشد طلب كمال صورت نبندد و عزم طلب كمال و ثبات عزم حاصل نشود ، و سلوك ممكن نبود و صاحب عزم بىثبات
« كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ »
باشد . بلكه متحير را خود عزم نباشد ، چه تا مايل جهتى نشود حركت سير و سلوك ازو واقع نگردد و اگر حركتي كند اضطراب و ترددى بىحاصل است كه آن را فايده و ثمره نباشد و علت ثبات بصيرت باطن و تصديق او بر وجهى است كه زوال