لطيفه حدسيه تأويليه
هر اثر فعلى كه اقتضاء اطمينان نفس فاعل مىكند ، نسبت آن بثقل اولى ، چه مثقلات كشتيها را از حركات ناهموار نگاه دارند ، و هر اثر كه اقتضاء تحير نفس و تتبع هواء مختلفه كند نسبتش بخفت اولى چه خفيف با هر تغيرى كه در هوا حادث شود در حركت آيد و حركاتش از نظام خالى بود و اطمينان مستلزم رضا بود .
لاجرم
« فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ »
و اختلاف حركات نفس اثر متابعت هوا و هوا مؤدّى بهاويه ، تا لاجرم
« وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ »
.
و نيز ابليس را از آتش آفريدهاند ، و آدم را از خاك
« خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ »
-
و آتش خفيف است و خاك ثقيل ، پس افعال ابليسى اقتضاء خفت كند ، و افعال آدمى اقتضاء ثقل چه
« كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ »
.
بعضى گفتهاند كلمه « لا إله الا اللّه » ميزان است ، هر چند « كلمة خفيفة على اللسان ثقيلة في الميزان » اما به نسبت با بعضى مردم موزون و ميزان يكى است و علامت آنكه اين كلمه ميزان است آنست كه عدم در يك كفه دارد و وجود در ديگر كفه . و حرف استثنا كه روئى با عدم دارد ، و روئى با وجود بمثابه شاهين كه هر دو كفه بازايستاده است و اين كلمه فاصل است ، ميان مسلمان و كافر و بهشتى و دوزخى من قال لا إله الا اللّه دخل الجنة .
[ لطيفه تأويليه
« فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ »
بالاعمال الصالحة و الاخلاق الفاضلة و الاحوال الكاملة
« فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »
من شر أنانيتهم ، و انما جمع الموازين لان لبدن كل