بعضى از اطباست كه مدبر بدن حرارت غريزيست .
دوم مذهب ديو جانس كلبى است كه نفس عبارت از هواست چه آن لطيف است و نفوذ در منافذ ضيقه بدن كرده قابل اشكال مختلف است و محرك جسم .
سيم مذهب تالس ملطى است كه نفس عبارت از آب است چرا كه سبب نشو و نماست ، و نفس را اين حالت است .
چهارم عناصر اربعه است و اين منسوب به أنباذقلس است .
پنجم مذهب طايفه از طبيعيين است كه نفس اخلاط اربعه است .
ششم آن است كه نفس خون است چرا كه اشرف اخلاط است .
هفتم آن است كه اجسام لطيفه صاحب حيات و سارى در جميع اعضا و اخلاط است و انحلال و تبدل را به آن راهى نيست : بقاء او در بدن حيات است و انفصال او از بدن ممات .
هشتم آن است كه اجسام لطيفه كه حصول و تكون آن در بطن ايسر قلب است و از آنجا نفوذ در شرايين كرد بجميع بدن ميرسد و بعضى را اعتقاد آن است كه نفس عبارت از ارواحى است كه ساكن حجره دماغند و بعضى از اجزاء اصليه كه از اول تا آخر عمر باقيند و اين اختيار محققين از متكلمين است .
و بعضى را اعتقاد آن است كه نفس نه بدن است و نه جسم در بدن و باز در آن چندين قول است .
اول مزاج است چنانچه بر آن اكثر اطبااند . دوم صفت حيات . سيم شكل و تناسب اركان و اخلاط . چهارم جوهر مجرد ملكوتى كه از عالم مجردات و اقليم پاك مفارقات است و حق اين قول است .
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 466
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٤٦٦