تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤

ركن پنجم در مبدأ و معاد

بدان كه چون حق تعالى متصف بصفت اول و آخر است : بر تو اين دو صفت يكى دنيا و ديگرى آخرتست و اين مبدأ و آن معاد است
« كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ »
و همچنين كريمه « منه المبدا و اليه المنتهى » و به حكم آنكه ظاهر و باطن يكى عالم خلق و ديگرى عالم أمر يكى عالم ملك و ديگر عالم ملكوت يكى عالم غيب ديگر عالم شهادت كه اين محسوس و آن معقول است . و خلق را چون گذر برين عالمهاست از دنيا بآخرت ، يعنى ازين جهان به آن جهان از خلق بامر از ملك بملكوت از غيب بشهادت رفتن ضروريست . و گاه بود كه اطلاق مبدأ بر فطرت اولى كنند و معاد عود با آن فطرت
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ »
. بدان كه مبدأ از به دو است مانند معاد از عود بمعنى رجوع است ، مصدر ميمى است يا اسم مكان بدان كه كل علما را اتفاق است بر اينكه مقصد اقصى و غايت قصوى و آنچه بر اينها مترتب است از سعادت عظمى در آخرت و اولى ، معرفت آخرت و دنيا كه يكى مبدء و ديگرى معاد است ، و اين هر دو معتبرند ، يك بار قياس بكل و يك بار قياس بهر جزو از كل ، خواه نوع باشد يا شخص و بر هر تقدير معتبر به دو وجه است اول و آخر مطلقا است . و به اين معنى نيست مگر حق تعالى را
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »
دوم اول امر است در ظهور و تقرر آن و آخر نهايت كون و تعين اوست ، و بعد از تمهيد