و المهدى عليه السّلام .
لطيفه ششم
در جمع ميان صحاح ستة رزين بطريق مرفوع بام سلمة از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه « انه قال المهدى من عترتى من ولد فاطمة عليها السّلام »
و اين احاديث از جمله احاديث و اخبارى است كه از مخالفان دين بظهور آمده است دربارهء حضرت مهدى عليه السّلام .
و اما آنچه اصحاب ما روايت نمودهاند درباره آن حضرت از حد و حصر بيرون است ، و استبعاد در وجود آن سرور و در بقاى او درين زمان طويل بقدرت كامله حق تعالى چنانچه نوح مدت مديدى بود ، و همچنين شعيب و سليمان و خضر .
و از اينكه مخفى باشد لازم ندارد فساد را با وجود مصالح در اختفا و پنهانى او ، چنانچه ديگر پيغمبران را روى داده است ، مثل اختفاء نبي صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در غار و كلبثه « 1 » در شعب با آنكه نبى بود ، و اين لازم ندارد انتفاء فايده را و الا لازم آيد انتفاء آن در حضرت رسالت پناه در وقت پنهان گرديدن در غار و بازداشتن خود از قتال و آنچه مخالفان ازين جواب گويند بعينه جواب از سؤال ايشان خواهد بود ، بلكه اذعان و تصديق بوجود امام در هر زمان جزء ايمان است ، چنانچه از حديث سابق كه « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة » ظاهر است و هرگاه ظاهر شد از آيات كريمه الهى و اخبار حضرت نبوى حقيّت مذهب اثنا عشرى پس ساير فرق مخالفان در تحت آيه
« وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ »
اند .
بناء على ذلك اكتفاء در باب مطاعن ايشان به اين آيه شد .
هامش
( 1 ) يعنى : مانند لبث و درنگ در شعب ابى طالب .