امر الناس ماضيا ما وليهم اثنا عشر رجلا كلهم من قريش » .
و باز بطريق ديگر مرفوع بعبد اللّه عمر از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله واقع است كه « لا يزال هذا الامر فى قريش ما بقى اثنان » و ظاهر است كه مراد از نذير در آيه خليفه درين اخبار است ، پس در قرآن و احاديث نهايت صراحتست بر حقيت مذهب اثنى عشرى ، چه حاصل مذهب ايشان آنست كه زمانه تا انقراض دهر از امام خالى نتواند بود و امام زايد بر دوازده و ناقص ازين عدد نخواهد بود .
و چون عدد دوازده كه به وصف امامت و خلافت موصوف باشد درين دين بفرمودهء رسول امين مقرر و معتبر گشت ، دانسته مىشود بطريق حصر عقلى كه مراد حضرات ائمه معصومين است ، زيرا كه نزد مخالفان آنچه بعنوان خلافت اعتبار يافته منحصر در چهار است ، و باقى موسوم باسم حكومت دون خلافتاند .
پس بين الطائفتين هيچ فرد از افراد غير دوازده استعداد تسميه به اين اسم نداشته لقبى است كه بفرمودهء رسول رب العالمين ، به اين زمره مقدسه اختصاصپذير است .
و ازينجا ظاهر گرديد كه مراد از فرقهء ناجيه در حديث « ستفرق امتى على ثلاث و سبعين فرقة واحدة منها ناجية و الباقى فى النار » اثناعشرىاند .
مؤيد مقام آن است كه نصير الحكماء و المحققين خواجه نصير الدين طوسى طاب ثراه و جمال الملة و الحق و الدين المطهر الحلى قدس سرّه ، در حينى كه سؤال از مذاهب و از فرقه ناجيه كردند ايشان فرمودند كه بموجب حديث نبوى معلوم كردهايم كه فرقه ناجيه فرقه اماميهاند .
جهت آنكه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله فرموده است كه زود باشد كه متفرق شوند امت من به هفتاد و سه فرقه يكى از آن فرقه ناجى و رستگار و باقى در آتش باشند ، و تعيين فرمود حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله در حديثى ديگر كه ارباب حديث از مخالف و مؤالف بر آن حديث اتفاق نمودهاند كه « مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٤٢٥