يكديگر جدا نخواهند گرديد ، و چون كتاب اللّه هميشه باقى است ، بايد كه امامى هميشه با آن باشد ، و اين مدعى را نهايت انطباق بر مذهب اماميه است .
بدان كه مراد از فرقه ناجيه آن است كه من حيث الاعتقاد ناجى باشد اگر چه بعضى از ايشان از حيثيت عمل معذب و معاقب باشند ، به اين تقرير مندفع گرديد شبهه آنكه مراد فرقه ناجيه اگر آن است كه مخلد در نار نباشد ، و غير ناجى مستحق خلود نار باشد خلاف اجماع است ، زيرا كه اهل ايمان را عذاب مخلد نمىباشد ، و اگر غرض آن است كه فرقه ناجيه ، اصلا داخل نار نشوند ، اين نيز غلط است زيرا كه عصاة هر فرقه از فرق اهل ايمان را ناچار است از دخول نار .
و دفع اين اعتراض ظاهر است ، و باز در طريق حافظ ابو نعيم كه از خيار اهل سنت است ذكر يافته كه مراد از اهل ذكر در آيه
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
متذكران مقاصد ربانيهاند ، بر وجهى كه آنچه اراده الهى به آن تعلق يافته باشد ، نزد ايشان بىشائبه مخالفتى مرقوم رقم علم و عرفان گردد .
و از محققان ارباب كشف آيه شريفه
« لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ »
برين وجه مفسر گشته كه فهميدن مقاصد الهى از كلمات بينات قرآني بدون طهارت ظاهر و باطن از كدورات نفسانى صورت نبندد ، و باز مؤيد آن دعوى « حديث من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » است و همچنين احاديث و آيات سابقه .
و همچنين در صحيح مسلم از زيد بن ارقم در دو موضع واقع است كه « قال خطبنا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بين مكة و المدينة ثم قال بعد الوعظ أيها الناس انما أنا بشر يوشك ان ياتينى رسول ربى فاجيب و انى تارك فيكم الثقلين اولهما كتاب اللّه و الثانى اهل بيتى اذكركم اللّه اهل بيتى اذكركم اللّه اهل بيتى » .
و بالجمله حديث « انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى » بيشمار و نظاير آن از اخبار و احاديث بسيار است ، و اين به چندين طريق در كتاب