نفرمود گفت تو بر خيرى .
بدان كه اين آيه را دلالت بر عصمت اهل بيت است و غرض از آن اظهار استحقاق امامت ايشان است ، بنابر آنكه شرط امامت عصمت است و حق تعالى بيان عصمت ايشان نموده .
وجهش آن است كه الف لام الرجس الف لام جنس يا استغراق است ، و بر هر تقدير مفيد عصمت است ، چه اگر حقيقت رجس و ماهيت آن اگر چه در ضمن فردى از افرادش تحقق دربارهء ايشان داشته باشد . پس ماهيت رجس ازو بر طرف نشده باشد ، خصوصا درين باره تأكيد نموده كه
« وَ يُطَهِّرَكُمْ »
بعد از آن به
« تَطْهِيراً »
و باز اين عطيه و الا را منحصر در ايشان بمقتضاى كلمه
« إِنَّما »
منحصر ساخته .
پس متعين شد عصمت در شاه ولايت پناه و ساير فرزندانش فلا جرم متعين شد كه آن حضرت معصوم است پس صادق درين دعوى خواهد بود .
و از آنچه گفتيم كه الف لام
« الرِّجْسَ »
خواه استغراق و خواه جنس باشد ، افاده عصمت مينمايد ، خصوصا تأكيد آن بتكرير لفظ تطهير ، ظاهر شد بطلان آنچه امام فخر رازى و سعد تفتازانى و غيرهما ايراد كردهاند كه اين آيت را دلالت بر عصمت نيست ، بنابر آنكه ذهاب رجس در ضمن عدالت نيز متحقق است غافل از آنكه رفع ماهيت رجس با رفع جميع افرادش ، مستلزم عصمت و طهارت ايشان است .
و باز از شدت عناد و معادات متوجه ايراد ديگر گرديده كه لازم نيست كه چون اراده الهى به چيزى تعلق گيرد ، آن چيز بفعل آيد ، و بنابراين شايد ارادهء ذهاب رجس نموده مرادش بفعل نيايد .
جوابش آنست كه طلب چيزى است و اراده چيزي . و تعبير از اول بارادهء