روزى در خدمت حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله جمعى كثير از بنى هاشم نشسته بوديم كه ناگاه ستارهء درخشان از آسمان هبوط نموده متوجه زمين شد ، و چون حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله چشم مباركش بر آن ستاره افتاد فرمود كه هر خانه كه اين ستاره در آن نزول نمايد ، صاحب آن خانه بعد از من خليفه و وصىّ و جانشين من خواهد بود .
و ستاره مذكور بحضور آن جماعت در منزل آن آفتاب آسمان هدايت فرود آمده ، اين معنى موجب ظهور نايرهء حسد حاسدان شد ، بىاختيار به زبان آمده گفتند يا رسول اللّه درباره عزت و اعتبار على بن ابى طالب سخن بجايى كشيد كه بطغيان و غوايت انجاميد ، هنوز سخن ايشان تمام نشده بود كه جبرئيل عليه السّلام آن آيه كريمه را آورد .
و حاصل مضمونش آنكه حق تعالى قسم ياد نموده است بر راستى كلام حضرت رسالت و مبالغه در آنكه آن حضرت گمراه نبوده و ضلالت نيافته و خلاف فرمودهء الهى حرفى نگفته و پيروى هواى نفس نكرده در ماده خلافت آن حضرت بمقتضاى خواهش خود چيزى نگفته تا وحى به او نيامده و جبرئيل عليه السّلام پيغامگذارى نكرده او به خودى خود ذكر اين حكايت ننموده .
پس مفاد آيه شريفه آن است كه على بن ابى طالب عليه السّلام بعد از حضرت رسالت پناه خليفه و جانشين آن حضرت بوده و بفرمودهء الهى اين منصب عالى به او مفوض گشته و همچنين مشعر است به آنكه امامت امرى منصوص از حق تعالى است كه تا از جانب الهى به شخصى از اشخاص مفوض نگردد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به مجرد رأى خود و بمقتضاى خاطر شريف رجوع به كسى ننمايد .
و مؤيد اين دعوى آنست كه در كتاب مسمى بمشارق انوار اليقين از ابو سعيد خدرى نقل نموده كه او از حضرت ولايت پناه روايت مينمايد كه آن حضرت
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٣٧٥