و آن هشت است :
اول - عصمت است ، زيرا كه سبب امتناع ارتكاب مناهى و قبايح است پس اگر امام را اين حالت نباشد ، صدور خطا از آن جايز خواهد بود ، فلا جرم او را حاجت به كسى ديگر خواهد بود كه او را از قبايح بازدارد ، پس آن كس اگر معصوم است فلا جرم متعين بامامت خواهد بود ، و اگر معصوم نباشد تسلسل يا دور لازم آيد ، و هر دو محالند .
دوم - علم و معرفت بجميع امور دينى و بر تمامى مقاصد و ارادات الهى است تا اقوال و افعال او مطابق امر و اشارهء ربانى باشد و وثوق بر كلام او حاصل شده آنچه فرمايد موافقت با فرمودهء حق تعالى داشته باشد ، و دغدغه در آن باب به هيچوجه نباشد .
سيم - شجاعت است كه سبب دفع فتنههاى اهل نفاق و شقاق خواهد بود و باز در امر جهاد به ثبات قدم موصوف خواهد شد و در آن مصلحت عظيم است ، چه اگر متصف به اين صفت نباشد جايز است كه در آن وقت اختيار هزيمت نمايد ، و در آن ضرر عظيم برعيت رسد بخلاف آنكه رعيت هزيمت نمايند .
چهارم - سخاوت است چه ظاهر است كه اگر امام اكمل از رعايا در صفت سخاوت نباشد لازم آيد كه صلاحيت امامت من جميع الوجوه نداشته باشد ، پس تقديم او بر كسى كه مساوى او در سخاوت يا اكمل از او باشد ، روا نخواهد بود .
پنجم - آنست كه امام از جميع مثالب و عيوب كه سبب نفور مردمانست بايد كه مقدس باشد خواه آن عيب بحسب خلقت مانند جذام و برص باشد يا از جهت خلق مانند حقد و بخل و حسد ، و خواه دناءت نسب در اصل يا باعمال خسيسه در فرع چه ظاهر است كه خلوّ از جمله اين عيوب سبب قرب بطاعت
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٣٥٩