ركن چهارم در امامت و مشتمل بر مقدمه و دو ميقات است
مقدمه در بيان حقيقت ذات و احوال اوست
و آن مبنى بر پنج مسأله است كه تعبير از آنها به كلمه ما و هل و لم و كيف و من مىشود .
اول سؤال از شناخت و معرفت ذات امام است كه تعبير از آن به كلمه ماست مثل « ما الامام » يعنى كيست امام و غرض از آن طلب تفسير معنى امام بحسب عرف و اصطلاح است ، پس جواب اين سؤال آنست كه امام عبارتست از انسانى كه او را رياست عامه در دين و دنيا بخلافت و نيابت رسول باشد .
دوم سؤال از وجود امام است ، باينكه امام بايد كه هميشه باشد يا نه ؟ و اين كلمه موضوع است در بحث از جواز خالى بودن زمان تكليف از وجود امام يا امتناع آن .
بدان كه دليل عقلى كه اقتضاء وجود امام مينمايد ، اقتضاء امتناع خلوّ زمان تكليف از وجود او نيز مينمايد . چه ظاهر است كه بقاء او در هر زمان لطف است و لطف بر خدا واجب ، پس بودن امام در هر زمان واجب .
فلهذا حكما كه مدار بحث ايشان بر براهين عقليه است حكم بر آن نمودهاند خواه اشراقيان حكما و خواه مشائيان ازيشان چنانچه شيخ ابو على در كتاب