حق چنانچه مشهور است ازو كه « رأيت على ابن ابى طالب يقول على منبر الكوفه انفروا الى بقية الاحزاب . فبغضه حتى اليوم في قلبى » .
و بالجمله معادات و مخالفت و نصب عناد و معادات او در نهايت ظهور است پس حديث او مطرود و مردود خواهد بود .
و اگر قطع ازين فساد كنيم گوئيم كه مراد از رؤيت علم است چنانچه ظاهر از كريمه
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ
و
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ »
است ، پس معنى آن خبر اين است كه شما خواهيد دانست خداى خود را ، چنانچه ميدانيد قمر را در شب بدر بىمشقت نظر و كلفت بصر .
شبهه هجدهم [ حديث - ان اللّه خلق آدم على صورته ]
در آنست كه مروى از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه او فرمود « ان اللّه خلق آدم على صورته » چه ظاهر است كه مضمون خبر اقتضاى تشبيه حق تعالى به صورت آدم مينمايد و حق تعالى مقدس و مبراست از شبيه .
جواب ازين شبهه به چندين وجه است :
اول آنست كه حق تعالى چنانچه موصوف بصفات سبعه از علم و قدرت و اراده و سمع و بصر و غيرهاست ، همچنين آدم موصوف است به اين صفات ، پس اگر انسان كامل نظر در خود نمايد با اينكه از عالم امكان است ، حكم بر اتصاف حق تعالى بمانند اين صفات بطريق اولى نمايد كه « من عرف نفسه عرف ربه » .
دوم آنست كه مراد از صورت چيزى باشد كه حق را به آن توان شناخت ، و چون عالم ، مرآت شناخت آن حضرت است ، و انسان نمونهء از جميع عوالم است چنانچه مذكور گرديد فلا جرم به اين معنى صورت حق است چنانچه ظاهر است از علم آفاقى و انفسى .