پرش به محتوای اصلی

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحه 329

پدیدآورندگان:

ص۳۲۹

لطيفه دوم

آنكه چون سليمان را فرزندى بوجود آمد ، جنيان در خوف آمده گفتند كه آنچه از سليمان بما ميرسد از فرزند او نيز بما خواهد رسيد پس او را به دايه سپرد بر بالاى سحاب و ناگاه ديد كه او را بر روى تخت انداخته‌اند تنبيه بر اينكه « ان الحذر لا ينفع من القدر » .

لطيفه سيم

آنكه سليمان عليه السّلام را فرزند پاكيزه بود كه او را نهايت محبت به او مىبود پس او را حق تعالى بر بساط سليمان ميراند بىآنكه مرضى عارض مزاج او شود از جهت امتحان سليمان در اين باب و بعضى را اعتقاد آنست كه او را در دامنش ميرانيد و بعد از آن سليمان او را بر روى تخت از دامن خود نهاد .

شبهه سيم

آنست كه اهل خلاف استدلال نموده‌اند بر بخل و حسد آن حضرت زيرا كه اكتفاء در سؤال ملك از براى خود ننمود بلكه منع غير را با او ضم نمود ، چنانچه ظاهر است از كريمه
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ »
. اما جواب ازين شبهه آنكه ثابت است كه انبيا عليهم السلام از حق تعالى مسئلت چيزى نمىنمودند ، مگر كه مأذون در مسئلت او ميشدند پس جايز كه حق تعالى سليمان عليه السّلام را اعلام نموده باشد در اينكه ملكى ازو خواهد كه غير او را روا نباشد و در آن ملك مصلحت دين او بود ، و مصلحت غير نباشد . پس در حقيقت اين دعا و طلب مصلحت از براى غير است .

[ لطايف تأويليه

« وَ وَهَبْنا لِداوُدَ »
الروح
« سُلَيْمانَ »
القلب
« إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ »
و هو بعد زوال شمس التجلى
« الصَّافِناتُ الْجِيادُ »
و هى مراكب الصفات البشرية . و في قوله
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحه 329 | مير سيد محمد علوى عاملى