تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
الشِّعْرَ
ما او را نياموختيم شعر ، جاى ديگر گفتند
« إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ »
حق تعالى فرمود در ردّ آن كه
« وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ »
. و در جمله اين آيات دلالت است بر امتياز آن حضرت از ساير انبيا چه ايشان در معرض جواب از اعتراض و ايراد امتان در آمدندى نه آنكه حق تعالى از جانب ايشان دفع اعتراض بر ايشان نمودى . نوح را گفتند
« إِنَّا لَنَراكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ »
پس در جواب ازين ايراد درآمده كه
« يا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ وَ لكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ »
و همچنين در قصه هود عليه السّلام كه قوم او را گفتند
« إِنَّا لَنَراكَ فِي سَفاهَةٍ »
هود در معرض جواب درآمده گفت
« يا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفاهَةٌ »
و در قصه موسى فرعون او را گفت
« إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسى مَسْحُوراً »
موسى در جواب او فرمود
« وَ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً »
و چون كافران عيب خاتمى پناه نمودند كه او مجنون است ، خداى تعالى در جواب ايشان فرمود :
« وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ »
. شرف سيم بدان كه حق تعالى در هنگامى كه ياد نمايد فضلى كه با انبيا كرده مثل آنكه درباره يوسف گفته است كه
« هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي »
و در قصّه داود
« وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا »
و بالجمله درباره جميع پيغمبران فضل تنها مذكور است بىآنكه موصوف بصفت ديگر شود و چون برسول صلّى اللّه عليه و آله رسيد او را بعظمت وصف كرد كه
« وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً »
و در مقام ديگر فضل آن حضرت را بزرگ خوانده كه
« إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً »
شرف چهارم حق تعالى هر پيغمبرى را بطايفهء معين فرستاد ، چنانچه فرموده كه
« إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ »
و جاى ديگر فرموده
« وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً
، وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً ،
وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً ،
ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ