خدايم ؟ پس آن حضرت شاخى را از درخت خرما طلب كرد ، آن شاخ از درخت فرود آمد ، تا نزد آن حضرت بر زمين افتاد ، بعد از آن فرمود كه بازگرد بجاى خود آن شاخ بجاى خود بازگشت ، اعرابى مسلمان شد .
باز يعلى بن اميّه تميمى روايت كند كه ما همراه حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بوديم در منزلى فرود آمديم آن حضرت امامت نماز كرده تكيه فرمود پس درختى از جاى خود روان شد و زمين را شق ميكرد تا نزد آن حضرت آمده بعد از آن بجاى خود بازگشت ، چون آن سرور بيدار شد با او حقيقت حال را بگفتيم ، پس فرمود كه اين درختى بود كه از پروردگار خود رخصت خواسته بود كه بر رسول سلام كند و حق تعالى او را رخصت داده بود و امثال اين بسيار است .
قسم سيزدهم
در معجزات آن حضرت كه محلّ تصرف آن حيوانات است و اين چند نوع است .
نوع اول سخن گفتن گرگ چنانچه در حديث وارد است كه گرگى گوسفندى را از گله بگرفت ، شبان گوسفند را ازو بازستد . گرگ بر بالاي تلّى رفت ، و گفت روزىاى كه خداى تعالى به من داده از من باز ميستانى ؟ آن مرد گفت من هرگز همچو امروز حالى نديدم كه گرگ سخن گويد ؟ گرگ گفت غريبتر از اين آنكه مردى در ميان مدينه هست كه خبر از آينده و گذشته ميدهد آن مرد يهوى نزد آن حضرت آمده مسلمان شد .
نوع دوم سخن گفتن شتر چنانچه در حديث آمده كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در راهى ميرفت شترى آن حضرت را بديد ، آوازى كرد و آن حضرت بايستاد و فرمود صاحب اين شتر كيست ؟ مردى گفت : اين شتر من است آن حضرت فرمود اين شتر را به من فروش گفت مىبخشم به تو و اين شتر از آن جماعتى است كه چيزى غير ازين شتر ندارند ، پيغمبر صلوات اللّه عليه فرمود كه اين شتر شكايت كرد كه كار