لطيفه چهارم كريمهء « قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً »
است ،
و از اين دو آيه كريمه ظاهر است كه ضمير مجرور « مثله » راجع به قرآن است ، و چون بعضى از قرآن مفسر بعضى ديگر از آن است ، پس در اينها دلالت بر آن است كه ضمير مجرور « مثله » در آيه اول راجع به قرآن است .
و بالجمله در اين آيه خطاب به حضرت رسالت پناه است باينكه خطاب به آن گروه كافران نموده بگو كه اگر آدميان و جنيان جمع آيند و بعضى يارى بعضى در آوردن بمانند سورههاى قرآن در فصاحت و بلاغت و رشاقت نظم و ترتيب و تهذيب در عبارت و اشتمال بر مسائل حكمت و دقايق فطرت و اخبار غيب و غير ذلك چنانچه مذكور گرديد نمايند پس قدرت برآوردن مثل اين قرآن ندارند .
لطيفه پنجم كريمه : « الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ »
است .
و بالجمله چون انبياء عليهم السّلام صاحب معجزاتاند ، پس تميز ايشان از ساير مردمان در كمال ظهور و جلا است ، و متبصر صاحب حال را در آن حالها است ، چه متصف است بصفات كماليه و معجزات الهيه .
لطايف اعجازية كأنوار شعشعانية
بدان كه آثار غريب در وقت ولادت آن حضرت ظاهر شده و آن دو قسم است قسم اول معجزات و آيات كه متعلق بوجود شريف آن حضرت بوده .
و آن چنان است كه والده آن حضرت كه آمنه است روايت كرده كه من در ايام حمل سنگينى و زحمتى كه زنان حامله را مىباشد اصلا در نيافتم و چون