هر كه او را ناگاه ميديد مهابت در دل او كار ميكرد و هر كه با او اختلاط ميكرد ميشناخت او را و دوست ميگرفت .
اين است اوصاف خلقت آن حضرت كه آن را ياد كردهاند و همه دلالت بر آن مىكند كه آفرينش آن حضرت بر وجهى بود كه اكمل آفرينشها باشد ، و اين معجزات خلق آن حضرت است .
ديگر از اين جمله است كه آن حضرت ختنه كرده متولد شده ، و ناف بريده ، و از اين جمله است آنكه شخص مبارك آن حضرت سايه نداشت همچو سايه مردم ، و از آن جمله است آنكه مگس بر آن حضرت نمىنشست ، و از آن جمله است آنكه آن حضرت چون با مردمان به راه ميرفت از همه كس يك سر و گردن بلندتر بود و از آن جمله است آنكه دل مبارك آن حضرت بخواب نميرفت ، و اين تمام از معجزات خلقى آن حضرت است ، و اگر كسى نظر بصيرت را باز كند مجرد اين كرامات خلقي را شاهد نبوت آن داند چنانچه ظاهر از فحواى كريمه
« الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ »
است .
نوع دوم اخلاق حميده كه آن حضرت بدان مخصوص بوده ، و مجموع اخلاق حميده كه در آن حضرت بر اكمل وجهى واقع شده از معجزات آن حضرت است .
نوع سيم شجاعت آن حضرت كه از طور عادت بيرون است ، چنانچه روايت كردهاند كه در غزاى احد بعد از آنكه لشكر اسلام شكسته بود آن حضرت زخم يافته و افتاده ، همچنان بر ثبات و عزم جنگ بود كه برخاست و مردمان را آواز داد و بدفع كفار اشتغال نمود و كفار بازگشتند و بعد از شكستن فاحش جبر و تدارك فرمود و اهل جنگ او را شجاع ميدانند كه اين خارج از طور عادت است .