و باز در زبور واقع است كه اثر سلطنت بر كتف آن حضرت خواهد بود و ظاهر است كه اين اثر علامت نبوّت است ، و اين نيز منطبق بر نبوّت آن حضرت است .
و باز واقع است در كتاب زبور كه حق تعالى ظاهر خواهد گردانيد از صهبون اكليل محمود را ، چه صهبون عبارت است از مكه و محمود كنايت از آن حضرت ، و اكليل عبارت از نبوّت است .
و باز واقع است در مزمور از مزامير كه صلوات به او فرستاده خواهد شد در هر وقتى .
و باز در چندين موضع از كتاب انجيل اشارت بنبوت آن حضرت واقع است ، و تعبير ازو به فارقليط شده است ، چه در فصل سى و سيم انجيل يوحنّا مذكور است وصيت نمودن مسيح ياران خود را به آنكه هر كس كه ايمان به من آورده باشد بايد كه بجاى آورد آن چيزى كه من بجاى آوردم ، بلكه بهتر از آن را چه من روانه جانب پدرم .
پس اگر شما دوستدارى من مينمائيد بايد كه وصيت مرا حفظ كنيد ، من كه مسيحم التماس از پدر خويش خواهم نمودن كه فارقليط را بفرستد بواسطه شما تا آنكه ثابت باشد ابد الدهر و مبالغه بسيار درين باب نمود -
و يهوداى غير اسخريوطى كه يكى از شاگردان مسيح بود ، سؤال و تفتيش ازو مينمود ، و مسيح مبالغه بسيار در نگاهدارى وصيت خود مينمود ، تا فرمود كه هر كه دوستدار من بود بايد كه وصيت مرا حفظ نموده فراموش نفرمايد ، و هر كه دوستدار من نبوده باشد وصيّت مرا حفظ ننمايد .
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: مير سيد محمد علوى عاملى
ص٢٢٣