لطيفة ضيائية
بر دقيقهرس نكتهدان مخفى نخواهد بود كه مراد از جامه جامهء جوهر قدسى آن حضرت است نه جامهء پيكر عنصرى او فلا محاله اشارت بحقايق الهى و معارف نامتناهى كه صفات جوهر نفس ناطقه آن حضرت كه بمنزله جامه است خواهد بود .
و باز در كتاب زبور واقع است كه نبيى خواهد آمدن كه عربان و مردمان سبا به او رجوع خواهند نمود و خون را در ملت او قيمتى خواهد بود چه ظاهر است كه اين نيز منطبق بر حضرت محمّد مصطفى است زيرا كه قتل نفس را ديت در مذهب اوست دون ساير مذاهب .
و باز در زبور واقع است كه خداوندا برانگيز مقيم سنّت بعد از واقع شدن فترت . چه ظاهر است كه اين نيز منطبق بر نبوّت آن حضرت است چه اوست كه قايمكننده مراسم سنّت ، و بپاىدارنده لوازم آن بعد از فترت است .
و باز در اين كتاب واقع است كه حضرت داود عليه السّلام دعا مىنمود باينكه خدايا برانگيز كسى را كه صاحب شريعت بوده تعليم مردمان نمايد بشريت بشر را چه ظاهر است بر صاحبان هوش و ادراك انطباق اين كلام بر نبوت آن حضرت .
بيانش بضرب من الاجمال آن است كه بارى تعالى بطريق وحي خبر داده بود به آن چيزى كه نصارى دربارهء خدايى مسيح ميگويند ، پس داود عليه السّلام مسئلت از خداى تعالى نمود بفرستادن نبى بعد از مسيح كه راه راست بمردمان نمايد و ظاهر گرداند كه مسيح از جنس بشر است پس صلاحيت معبوديت و الوهيّت به هيچ وجه ندارد .