تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
چه حق تعالى همچنانكه پرتو نور فيض اقدسش در مظاهر عينى بحسب اختلاف استعدادات و قابليّات بصور مختلفه تجلّى دارد ، در مجالى علمي نيز به همان منوال بصور مختلفه ظاهر است و هر فرد از افراد او را بصفتى كه در او ظاهر است ميستايد ، و از ديگر صفات كه او را حظّى نيست تنزيه مينمايد مگر انسان كامل كه محيط جميع حقايق است ، او را بجميع صفات كمال بلسان حال و بال و مقال مىستايد و در آن كلام بلاغت انجام اشارت به آنست . و بالجمله اين مرتبه عليّه و رتبه سنيّه حضرت خاتميّت است كه مبعوث بمقام محمود است و لواء حمد مخصوص اوست و لهذا مسمى بمشتقات حمد شده گاه باحمد كه صيغه افعل تفضيل است ، و گاه باسم فاعل كه حامد و گاه باسم مفعول كه محمود و گاه به صيغه مبالغه در طرفين كه حمّاد و محمّد است ، و در ضمن اين نكته آن لطايف معارف و دقايق حقايق كه از نظر بسيارى از سالكان و واصلان محتجب شده ظاهر گرديد . متوقع مصنّف اين كتاب آن است كه چون مطرز بطراز نام احمد شده در تحت لواء حمد آن حضرت و مقام محمود كه مفسر بشفاعت كبراى اوست در روز فزع اكبر جاى داشته باشد به حق الحق و اهله من قال آمين ابقى اللّه مهجته چه اين فقير حقير معترف بقصور و تقصير مغترف از ساحل بحر حمد اوست . و باز مخفى بر متتبّعان دقيقه‌رس نباشد كه در كتاب حضرت اشعيا كه از انبياى بنى اسرائيل است ، واقع است : ديدم دو كس را كه سوار بودند و روى زمين از نور ايشان لبريز گرديده بود يكى سوار حمار بود و ديگرى بر شتر چه ظاهر است كه اول اشارت به حضرت مسيح است و دوم به حضرت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و باز واقع است در آن كه : ديدم راكب حمار را كه جامهء پوشيده از نور و راكب بعير را كه نور و ضياء او مانند نور و ضياء قمر بود .
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 221 | مير سيد محمد علوى عاملى