قمار حصول اخلاق ذميمه و در عبادت بتان شرك بخداى تعالى و در استعمال ازلام ضعف راى و اعتقاد است و چون در آن كردها مانند اين مفاسد است ، حق تعالى امر باجتناب از آنها فرمود ، پس متعين شد كه اين افعال في انفسها قبيحاند نه اينكه قبح ايشان به مجرد حكم شارع است .
و بعد از آن بيان مفاسد آنها كه عمل شيطان است نموده كه
« إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ »
.
و بالجمله در اين امور مفاسد دنيا و آخرت است ، اما نتيجه خمر و ميسر حصول عداوت و عناد است ، و در ايشان مضرت دنيا و عذاب عقبى است ، و در أنصاب دورى از ذكر خدا چنانچه در ازلام دورى از نماز است و يحتمل كه جميع اين مفاسد نتايج هر يك از اين امور بوده باشد و ذكر خمر و ميسر حينئذ از قبيل ارائه طريق است .
پس ظاهر گرديد كه مخدرات حورا صفات حقايق در ملابس صور اوضاع شرعى و در طى احكام ظاهره منطوى بر نحوى است كه اگر فطن لبيب در آن ملاحظه نمايد ، حقيقت اشيا ، چنانچه در نفس امر واقع است برو ظاهر گردد ، محصل كلام آن است كه درين كريمه تصريح است باينكه امر باجتناب اين امور از آن است كه رجس و عمل شيطاناند ، فلا جرم مساوى ساير امور خصوصا صلاة و غيرها نخواهد بود ، پس متعين شد كه باعث بر امر بصلاة و نهى ازين مذكورات ، مجرد اراده حق تعالى نيست ، بلكه بواسطه علم حق تعالى است باينكه در اجتناب اين امور مصالح دنيا و آخرت است و در ارتكاب ايشان خسران نشأتين است .
و بعد از آن تأكيد دربارهء اجتناب از آنها و مبالغه در اين باب فرموده است كه
« إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ »
و از اينجا ظاهر گرديد كه اراده شيطان متعلق بامور قبيحه