بواسطه عدم قرابت : پس اگر دو واجب موجود بودند ، لازم آيد كه ايشان را ماهيتى مشتركه باشد فلا جرم لازم آيد كه هر يك از ايشان مشترك در ماهيت و تشخص بوده باشد ، پس هر يك مركب خواهند بود و هر مركب ممكن است .
لطيفه أخرى
اگر واجب متعدد باشد ، وجود كه عبارت از تشخص است ، زايد بر ذات او خواهد بود و هرآينه علت او ماهيت نتواند بود ، زيرا كه ماهيت تا مشخص نشود علت تشخص نتواند شد پس لازم آيد كه قبل از تشخص ماهيت را تشخص ديگر باشد و اين باطل است ، و چون تشخص عين ذات باشد نتواند بود كه واجب را ماهيت مشتركهء ميان دو شخص بود و الا يك شخص مشترك ميان دو شخص شود .
لطيفه اخرى
برهان ديگر اگر دو واجب موجود باشند فساد زمين و آسمان لازم آيد يعنى بايستى كه آنها موجود نبودندى چه هر دو اين واجب شريك در علم بمصلحت و باقى صفات باشند ، پس اگر يكى ايجاد شخصى كند و ديگر ترك آن . ترجيح بلا مرجح لازم آيد ، چه ظاهر است كه هر دو واجب و در جميع صفات و اسباب على السويه خواهند بود ، و اگر هر دو اتحاد كنند لازم آيد كه يك چيز را دو وجود بود ، چه هر يك بمقتضاى علم بمصلحت و قدرت اقتضاى ايجاد آن شخص كنند ، يا آنكه هر وجودى كه يكى پيدا كند لازم است كه ديگرى همان را پيدا كند ، و اگر نه ترجيح بلامرجح لازم آيد .
و اگر مسلم داريم كه يكى ازيشان در ايجاد آن شخص كافى نيست ، بلكه حاجت در ايجاد باتفاق آن ديگر دارند ، فلا جرم لازم آيد كه هرگز واجب الوجودى ايجاد امرى بتنها نتواند كرد ، زيرا كه موجد هميشه مجموع مركب است و هر مركب ممكن ، پس در ايجاد تعطيل واجب لازم آيد ، با عدم تعطيل ممكن . جميع تقرير