تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
مشترك ميان جميع افراد وجوب وجود است و اما صدق وجود كه مفهوم عام است بر واجب و ممكن ازين جهت است كه مطابق صدق او ذات حق تعالي كه امر وحدانيست و از آنكه خصوصيت هر فرد از افراد ممكنات را مدخلى در صدق آن مفهوم نباشد لازم ندارد مگر امر وحدانى كه اين خصوصيات را استنادى به او باشد . محصل كلام آن است كه صدق امر عرضى بر افراد مخصوصه متخالفه يا از جهت آنست كه مشترك در امر ذاتىاند يا از جهت آنست كه انتساب و استناد بامر وحدانى دارند اما صدق وجوب بالذات بر افراد متكثره واجب بالذات بر آن تقدير صحيح نيست كه باعتبار دوم باشد و الا لازم آيد احتياج واجبات بالذات در صفت وجوب بامر خارج پس آن افراد واجبه ممكنات خواهند بود ، و امر خارج از آنها واجب بالذات ، و اين بر خلاف طريقه صدق موجود مطلق است بر جميع ممكنات . پس ظاهر شد كه صدق وجوب وجود بر افراد متكثره واجب بالذات به مجرد اشتراك لفظ نيست ، فلا جرم مستلزم آنست كه ماهيت مشتركه ميان ايشان باشد و فيه المطلوب .

لطيفة حدسيه

جواب شبهه ابن كمونه به نحوى ديگر كه از سوانح خاطر فاتر اين كمينه است آنست كه حدس صائب مقتضى اينست كه هر دو امرى كه در ميان ايشان كمال قرب است البته در ماهيت شريك خواهند بود ، پس اگر دو واجب باشند هرآينه در جميع كمالات شريك خواهند بود و بنابر آن مقدمه حدسيه بايد كه مشترك در ماهيت واحده باشند . مثلا عقل حكم مىكند كه زيد و خالد از يك نوع‌اند از جهت نهايت مناسبتى كه ميان ايشان در صفات ذاتيه است و زيد و شجر از يك نوع نيستند