و شيخ ابو على در كتاب تعليقات تقرير اين دليل به اين عنوان كرده است كه « انما الطريق الحق هو ان يقال واجب الوجود بذاته لا يصح ان يكون له علة و كل معنى يتكثر اشخاصه فانه يتكثر بعلة و ساير ما قيل فى بيان ذلك من انه لا يصح ان يتكثر انواعه و كل هذه البيانات مبني على مقدمات اوليه عقلية غير ملتفت فيها الى المحسوس و الى المعلولات الاولى » .
و به اين تقريرات ظاهر گرديد كه جميع براهين توحيد صلاحيت دارند كه در تفسير اين كريمه ذكر كرده شوند چه مرجع كل آنها بامكان واجب الوجود است و در آن فساد زمين و آسمان است .
لطيفه استفاديه [ جواب شبههء ابن كمونه ]
بدان كه برين تقريرات مذكوره شبههء مشهورهء ابن كمونه كه از آن زمان تا اين زمان دست مدارك دانشوران روزگار از رسيدن بشاخسار جواب آن كوتاه بود ، تا اينكه معلم قوانين حكمت يمانى و مقنن فلسفه ايمانى ادام اللّه تعالى معاليه و قرن بالميامن ايامه و لياليه ، متوجه جواب از آن شده سزاوار چنانست كه بعد از تقرير آن شبهه متصدى جواب آن گرديم تا كنجنشينان زواياى فطرت از اشراق لمعات انوار او مستنير و سالكان مناهج طلب از جواهر حقايق او با نصيب گردند .
اما تقرير شبهه آنست كه چرا نشايد كه وجوبات متعدد باشد و اطلاق وجوب مطلق بر اين وجوبات بر سبيل تشكيك يا اشتراك لفظي بود ، باينكه هر وجوبى عين حقيقتى از آن حقايق متخالفه باشد .
اگر گويى كه واجب بر تقدير تعدد اشتراك در معنى وجوب وجود دارند پس هر يك را گزيرى از ما به الامتياز نيست و نسوق الكلام الى الآخر
گوئيم چرا نشايد كه حال وجوب نظر به وجوبات چون حال وجود نسبت