تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
اتصاف ماهيت به او واجب نخواهد بود ، چه اگر به او واجب بودى هر جا وجوب يافت شدى آن تعيّن بخصوصه يافت شدى ، پس تعين متعدد نبودى و اين خلاف مفروض است با آنكه مستلزم مطلوب است . پس درين هنگام آن اتصاف را سببى و علتى خواهد بود ، پس آن علت و سبب يا ماهيت است يا امر خارجى : نميتواند بود كه ماهيت باشد چه اگر چنين باشد هر جا ماهيت يافت شود ، آن تعين يافت شود ، پس واجب يكى باشد و اين خلاف مفروض است ، با اينكه در آن مطلوبست . و اگر آن سبب امرى خارج از آن باشد لازم آيد كه واجب در تعين خود محتاج به غير باشد ، پس در وجود محتاج به غير خواهد بود و احتياج در وجود منافات با وجوب وجود دارد پس لازم آيد كه هيچ‌يك از آن آلهه واجب الوجود نبوده و سلسله علل و اسباب آسمان و زمين منتهى بواجب الوجود نشده باشد ، پس فناء آسمان و زمين و عدم ايشان لازم آيد . تقرير اين دليل بنحو ديگر آنست كه اگر واجب متعدد باشد ، خرابى آسمان و زمين بلكه فناء و عدم ايشان لازم آيد ، زيرا كه تعدد واجب مستلزم امكان ايشانست ، چه برين تقدير مشترك در وجوب وجودند فلا محاله حاجت به ما به الامتياز خواهند داشت پس تركّب ايشان از ما به الاشتراك و ما به الامتياز لازم آيد ، و تركب منافى وجوب ذاتى است ، فلا جرم ممكن خواهند بود ، و در آن خرابى آسمان و زمين است . و باز اگر واجب متعدد باشد لازم آيد كه آن را سبب و علت فاعلى باشد چه هر حقيقتى كه او را افراد متكثر باشد پس تكثير آن به علت خواهد برد ، چه نسبت آن حقيقت بجميع افراد يكى است ، و هرگاه محتاج به علت باشند ممكن خواهند بود و در آن فساد زمين و آسمان است .
لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 153 | مير سيد محمد علوى عاملى