تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
اشاعره ميگويند كه آن صفت حقيقيهء ازليّه كه عبارت از كلام نفسى است شنيده ، و چنانچه متعذر نيست ديدن ذات حق را با وجود آن كه نه جسم است و نه جسمانى همچنين محال نيست شنيدن كلام او با آنكه از جنس صوت و حروف نيست . ابو منصور ماتريدى را اعتقاد آن است كه آنچه آن حضرت شنيد ، اصوات مقطّعه و حروف مؤتلفهء قائم بدرخت بودند و اما صفت ازليّه كه از جنس حرف و صوت نبود نشنيد و ظاهر از گفتهء ابو منصور آن است كه متكلّم را از كلام لفظى اشتقاق نموده است و حق آن است كه متكلّم مشتق از تكلّم است نه كلام اگر چه حضرت موسى كلام لفظى را شنيده باشد ، چنانچه ابو منصور گفته است . و بالجمله ظاهر گرديد بطلان گفتهء اشاعره و همچنين ظاهر گرديد بطلان گفتهء حنابله كه كلام ، حروف و اصوات قديم‌اند و همچنين سخن صاحب مواقف كه كلام الفاظ و حروف لفظى قائم بذات حق است بىترتب و تعاقب در آن و سبب تعاقب در قراءت از قصور آلت است ، پس نزد او حروف و اصوات مسموعه بىترتيب تواند بود و معلوم است كه كيفيّات سيّاله بىترتّب مستحيل الوجود در خارج است و ترتب آنها در وجود خارجى لازم ذات ايشان نه بواسطه قصور آلت است . و حق آن است كه نه كلام تفسير كبير و نه قول ابو منصور ماتريدى جهت حقيّتى دارند بلكه حق آن است كه متكلّم مشتق از تكلّم است نه از كلام تا واجب باشد قيام آن بذات حق بر طريقهء اشاعره بلكه واجب است بر طريقه ايشان قيام تكلم بذات حق تعالى چه صدق مشتق بر كسى فرع قيام مبدأ اشتقاق است به آن كس بحسب حقيقت يا مجاز چنانچه در موجود مذكور گرديد و ظاهر است كه كلام به اين معنى مؤلّف از حروف و اصوات نيست بلكه قدرت بر ايجاد كلام است و ليكن ممكن نيست اين ايجاد نظر بما ممكنات مگر به آلات از ضم مخارج و