تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
تا اينجا سخن صاحب مواقف است . و گفته‌اند كه محمّد شهرستانى در نهاية الاقدام فى علم الكلام برين رفته و بسيار از متأخران اين توجيه را پسنديده‌اند و به آن قانع شده‌اند . و بعضى ازيشان بر آن اعتراض كرده‌اند أولا بمنع فساد لوازم مذكوره ، چه تكفير منكر كلاميّت ما بين دفتين گاهى مسلّم است كه اعتقاد كند كه از مخترعات بشر است نه مجرّد انكار آن كه صفتى قائم بذات حق تعالى است يا اثبات آن كه دالّ است بر صفت حقيقى ذات حق و اللّه تعالى ايجاد آن كرده در زبان ملك ، بلكه در زبان پيغمبر يا ايجاد نقوش داله بر آن در لوح و در آن هيچ كفر نيست و لهذا حق آن است كه معتزله درين مسأله منكر نيستند و چگونه تكفير كسى كه منكر ما بين الدفتين به اين معنى باشد توان كرد و حال آن كه بيشتر اشاعره برين‌اند . و ثانيا آنچه گفته شد كه ترتّب حروف در تلفظ بواسطه قصور آلت است و در ملفوظ ترتّب نيست ، اعتراض كرده‌اند كه اين امرى است خارج از طور عقل و ازين قبيل است كه گويند : حركتى هست كه اجزاء آن مجتمع‌اند در وجود و بعضى را بر بعضى تقديم نيست . و بعد از تبيين حقيقت كلام بارى تعالى به آن وجه كه مذكور گرديد ، چندين آيه را نيز دلالت بر آن است و درين چندين لطيفه است .

لطيفه اول قوله تعالى : « وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً »

يعنى حق تعالى با موسى تكلم نمود بىواسطه بخلاف ساير انبياء كه از روى وحى و الهام بود و بعضى گويند كه در
« تَكْلِيماً »
اشعار است بر آن كه كلام اللّه از جنس مشتق از تكليم است و امام فخر در تفسير كبير گفته است كه قايلان به اين قول خلاف در چيزى كه حضرت موسى آن را شنيده است دارند .