تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لطائف غيبيه ( آيات العقائد ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
اما اوّل كه كسى معذور در آن نيست احكام دين و براهين توحيد است ، و أما دوّم كه عربان آن را ميدانند ، حقايق لغات است كه در كلام ايشان موضوع از براى معانىاند ، و أما سيم كه علما را قدرت بر دانستن آنست ، تأويل متشابهات و فروع احكام است ، و أمّا چهارم كه كسى غير بارى تعالى آن را نميداند آن چيزيست كه جارى مجراى غيوب ، و قيام ساعت كه روز قيامت است باشد . و ظاهر است سخن‌سنج نكته‌دان را ازين تفصيل كه حديث مذكور مخصّص است بكلام مجمل قرآن ، يا مشترك ميان چند معنى كه هر يك از آنها صلاحيت اين دارد كه مراد باشد ، و تعيين هر يك از آن معانى بنصّ صريح خواهد بود . امّا محكمات از آيات بيّنات قرآنى كه عربان آنها را ميدانند ، رخصت تفسير و استنباط احكام از آنها واقع است ، بلكه حضرت بارى تعالى ايشان را مدح فرموده كه
« لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ »
و جمعى را مذمّت بر تدبر ناكردن در آن شده كه
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
. و
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا »
و قال
« بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ »
و باز مخالف و موافق از حضرت رسالت پناه نقل كرده‌اند كه « إنّى مخلف فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى أهل بيتى » و ازينجا ظاهر است كه كتاب خدا مانند ائمهء هدى حجّت است ، پس چگونه تفسيرش جايز نباشد .