تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 711

مساهمون:

ص٧١١
باشد ، و در نتيجه ماهيّتى و وراء وجود براى او متصوّر نيست ، زيرا ماهيت چيزى جز بيانگر محدوديت موجود نمىباشد . ص 201 س 20 : پس هرگاه ماهيت در ذهن در آيد نتواند بود كه با وجود خارجى در آيد . عبارت فوق ، و نيز عبارت « بلكه منتزع از وجود خارجى در ذهن تواند در آمد » و عبارت « ماهيت اشياء منتزع باشند از حقايق اشياء » همگى با نظريه اصالت وجود هماهنگ مىباشند ، نه با نظريه اصالت ماهيت كه مورد قبول مصنّف است . ص 204 س 5 : شبهه ابن كمونه . . . ابن كمونه عز الدولة سعد بن منصور بن سعد بن حسن بن هبة اللّه بن كمونه اسرائيلى بغدادى ، متوفاى سال 683 مىباشد از آثار او شرح بر شرح تلويحات شهر زورى مىباشد ( تاريخ فلسفه اسلامى ، ص 289 ) گفتنى است كه شبهه مزبور قبل از وى توسط شيخ اشراق مطرح گرديده است ، و خود او توحيد را بر پايهء نفى ماهيت از واجب الوجود بالذات اثبات نموده است . ( تعليقه النهاية ص 427 به نقل از المطارحات ص 393 ) . پاسخ شبهه ابن كمونه بر اساس نفى ماهيت از واجب الوجود بالذات بسيار روشن است . ص 209 س 20 : جواب گوييم كه چون ترديد جواز و عدم جواز . . . يعنى دو طرف ترديد كه عبارتند از : جواز وجود و جواز عدم تنها با ذات مقايسه نشده است تا گفته شود . اولويت وجود مرجّح براى وقوع طرف وجود و باشد ، بلكه اولويت مفروض نيز با ذات ملاحظه گرديده و با فرض آن مىگوييم وقوع دو طرف وجود و عدم براى ماهيت جايز است ، در اين صورت واقع شدن طرف وجود و واقع نشدن طرف عدم ترجيح بلا مرجّح خواهد بود ، و اگر بىنهايت اولويت نيز