تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 700

مساهمون:

ص٧٠٠
ص 50 س 8 : و اين طريقه قدماء متكلّمين اماميه است . . . سخن مزبور در جايى صحيح است كه دو متكلّم امامى با يكديگر اختلاف نظر داشته و در صدد احتجاج برآيند ، ولى در احتجاج با ديگران استناد به قول امامان سودمند نخواهد بود ، و نهى ائمه طاهرين - عليهم السلام - از استناد به سخن ديگران در باب مسائل كلامى ناظر به مقام احتجاج با خود آنان نيست ، بلكه مقصود بر حذر داشتن شيعيان از گرايش به آراء ناصواب آنان مىباشد . ص 53 س 6 : و مراد از صورت چيزى باشد از شيء كه بعينه آن شيء نباشد . اين همان نظريه شبح ، در باب وجود ذهنى است : و قيل بالاشباح الاشياء انطبعت : و نظريه مشهور حكماى اسلامى اين است كه وجود ذهنى و خارجى از نظر ماهيت با يكديگر مطابقت دارند ؛ مصنّف نيز طرفدار همين نظريه است ، چنان كه در چند سطر ديگر بر درستى آن اقامه برهان نموده است . ص 57 س 18 : پس حدس به اين معنى كه قسيم فكر است كه قسم از نظرى است . . . مصنّف حدسيات را دو قسم دانسته است ، قسم اوّل را از ادراكات بديهى و قسم دوّم را از ادراكات نظرى بشمار آورده است ، ولى چنين در كلمات ارباب منطق و فلسفه معهود نيست ، حدس در اصطلاح آنان مقابل فكر و مقصود از حدسيات يكى از اقسام بديهيات مىباشد . و گويا مقصود مصنّف - چنان كه از كلمات بعدى او بدست مىآيد - اين است كه حدسيات براى كسانى كه داراى قوهء حدس نيستند نظرى است ، چنان كه معرفت‌هاى الهامى نيز بر فاقدان آن درجه از كمال نظرى مىباشد ، ولى در اين صورت محسوسات نيز براى كسى كه فاقد ادراك حسى باشد نظرى خواهد بود .