نمودند ، اهل الحديث و ظاهرگرايان بودند ، و آنان در مسائل فرعى نيز رأى و قياس عقل را معتبر نمىدانند ، بلكه طرفداران اين روش حنفيه مىباشند كه در علم كلام نيز روش عقلى را معتبر مىدانند ، مكتب كلامى آنان به « ماتريديه » شهرت دارد .
ص 47 س 11 : تا زمان ظهور ابى الحسن اشعرى كه از اعاظم تلامذه أبى على جبّائى است .
ابو على محمّد بن عبد الوهاب الجبّائى به سال 235 در جبّا ( خوزستان ) به دنيا آمد ، در بصره نشو و نما نمود به سال 303 در همانجا وفات كرد . ابن نديم در وصف او گفته است : « ذلّل الكلام و سهله و يسّر ما صعب منه و إليه انتهت رئاسة البصريين فى زمانه » .
ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى ، به سال 260 در بصره متولّد شد ، و به سال 324 يا 330 ، در بغداد از دنيا رفت ، از معروفترين آثار بر جاى مانده از او در زمينه علم كلام ، اللمع ، الإبانة ، و مقالات الاسلاميين ، را مىتوان نام برد .
ص 49 س 7 : و آن طريقهء تمثيل است .
مقصود از تمثيل در اينجا غير از تمثيل مشهور در علم منطق است كه عبارت است از : اثبات حكم يك موضوع براى موضوع ديگر كه مشابه با آن است .
حقيقت تمثيل در اين مقام همان است كه مصنّف بيان نموده است ، يعنى تصوير حقايق معقوله به صور اعيان محسوسه ، و به عبارت ديگر ، تشبيه معقول به محسوس ، و مثالهاى قرآن كريم از اين قبيل است ، ولى اينكه مصنّف گفته است حجّيت تمثيل در گرو ثبوت نبوت و استناد آن به تمثيل الهى است ، خالى از مناقشه نيست ، زيرا نقش تمثيل اين است كه مطلب به گونهاى بيان گردد كه براى مخاطب قابل فهم باشد . و در اين صورت او مىتواند به يقين يا اطمينان رسيده كه حجّيت آن ذاتى است .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 699
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٦٩٩