نفسه أوّلا ، ثم الإنصاف و الانتصاف من غيره « 1 » .
و أمّا أجناس رذائل كه اضداد فضايل مذكورهاند ، اگر چه در بادى النظر چهار تواند بود ؛ و آن جهل باشد كه ضدّ حكمت است و جبن كه ضد شجاعت است و شره كه ضدّ عفّت است و جور كه ضدّ عدالت است . كما قال الشيخ ابن مسكويه - قدس سرّه - :
« و أضداد هذه الفضائل الأربع من الرذائل أيضا أربع : الجهل و الشّره و الجبن و الجور « 2 » ليكن به حسب نظر مستقصى هر فضيلتى را حدّى است كه چون از او درگذرد خواه به طرف افراط و خواه به طرف تفريط ، متأدّى به رذيلتى شود . بلكه چنان كه محقق طوسى - قدس سرّه - در اخلاق خود آورده هر قيد كه در تحديد فضيلتى معتبر بود و اهمال كنند يا هر قيد كه معتبر نبود و رعايت نمايند ، آن فضيلت رذيلت گردد . پس هر فضيلتى به مثابهء وسطى است و رذايل كه به ازاء او « 3 » باشند به منزلهء اطراف ، مانند : مركز و دايره « 4 » ، پس از اين جهت به ازاى هر فضيلتى رذيلتهاى نامتناهى تواند بود ، چه وسط محدود باشد و اطراف نامحدود . و ملازمت فضيلت مانند حركت بود بر خطى مستقيم ، و ارتكاب رذيلت مانند انحراف از آن خط . و ظاهر است كه ميان دو نقطه خط مستقيم جز يكى نتواند بود و خطهاى نامستقيم غير متناهى باشند كذلك استقامت در سلوك طريق فضيلت جز بر يك نهج صورت نبندد و انحراف از « 5 » آن منهج نامحدود باشد و از اين جهت باشد صعوبتى كه در التزام طريقت فضايل واقع باشد . و نيز در اخلاق خواجه « 6 » وارد شده كه آنچه در بعضى اشارات نواميس آمده كه صراط خداى تعالى از موى باريكتر و از شمشير تيزتر
هامش
( 1 ) طهارة الأعراق لابن مسكويه : ص 18 - 17 ( اين كتاب در حاشيه مكارم الأخلاق طبرسى مىباشد ) .
( 2 ) طهارة الأعراق لابن مسكويه : ص 18 - 17 ( اين كتاب در حاشيه مكارم الأخلاق طبرسى مىباشد ) .
( 3 ) ب : آن .
( 4 ) أخلاق خواجه : ص 81 .
( 5 ) ب : « از » ندارد .
( 6 ) ب : خواجه نصير .