تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
را حاصل بود ، ليكن تقصير كرده باشد در تحصيل كمالات علميّه و اعتقادات حقّه « 1 » ، لا محاله ناقص خواهد بود در عمل نيز ، چه عمل بدون علوم اعتقاديّه نفعى نتواند داشت . و چون از اهل ذكاست بر سذاجت و سادگى فطرى نيز باقى نمانده خواهد بود ، بلكه معتقد خواهد بود مر عقايد باطله و آراى سخيفه را كه مضاد حقيقى علوم حقّه و منافى حقيقت ذات نفس است . پس چون مفارقت كند از بدن و زايل شود حذرى كه مانع بود از احساس به الم جهالات ، هرآينه واقع خواهد شد در عذاب اليم « 2 » ؛ و ألم عظيم كه قياس آن به آلام جسمانيه چون قياس لذّت عقليّه باشد به لذّات « 3 » حسيّه حيوانيّه ، و هذه هي الشقاوة . و در ثواب و عقاب اين هر دو نفس ، حاجتى به بدن و تعلّق به جرمى از اجرام نيست ، چه هيچ لذّتى از لذّات حسيّه با وجود آن لذّت عقليّه در نظر نيايد و هيچ المى از آلام جسمانيّه با اين ألم عقلى اصلا ننمايد . و شك نيست كه مراتب و كمال علمى و عملى در كثرت و قلّت و شدّت و ضعف مختلف است و به حسب آن اختلاف درجات مثوبات روحانيه و لذّات عقليه نيز كه مراتب سعادت حقيقيه‌اند ، متفاوت باشد . و همچنين در طرف نقصان دركات آلام عقليه و عقوبات روحانيّه كه مراتب شقاوت حقيقه‌اند ، مختلف باشند . و در تعيين ادنى مراتب سعادت كه به آن متجاوز توان « 4 » شد از ادنى مراتب شقاوت . شيخ گفته : ليس يمكنني أن أنصّ عليه نصّا ؛ إلّا بالتّقريب و أظنّ أنّ ذلك أن يتصوّر نفس الإنسان المبادي المفارقة تصوّرا حقيقيا و تصدق بها تصديقا يقينيّا ؛ . . . و أن تعرف العلل الغائية للأمور الواقعة في الحركات الكلّية دون الجزئيّة الّتي لا يتناهى و يتقرّر عندها هيئة الكل و نسب أجزا بعضها إلى بعض . و النّظام الاخذ من المبدأ
هامش
( 1 ) ب : حقّيه . ( 2 ) ب : « اليم » ندارد . ( 3 ) الف : لذت . ( 4 ) ب : خواهد .