تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
صرفه و رسيدن به كنه لذّات و آلام روحانيّه و رغبت حكماى الهيّين به رسيدن ادراك سعادت ، عظيمتر بود از ادراك سعادت بدنيه ، بلكه گويا ايشان را التفات به سعادت بدنيه نيست ، اگر چه داده شده‌اند سعادت بدنيّه را و اين معنى وقتى است كه « اعطوها » « 1 » صيغهء مجهول باشد و مىتواند بود كه صيغهء معلوم باشد ، يعنى اگر چه حكماى الهيّين نيز اعطاى سعادت بدنيّه كرده‌اند ، يعنى خبر به وقوع آن داده‌اند ، و اين معنى بنابر آن تواند بود كه بعضى از حكماى الهيّين اقدمين را بخشى از نبوّت بوده باشد و الّا منافى خواهد بود با آنچه اوّل گفت كه عقل را راهى به ادراك اين سعادت نيست و عظيم نمىشمرند ايشان سعادت بدنيّه را ، در جنب سعادت عقليّه ، كه قرب و جوار رب العالمين است و بر صفتى است كه بعد از اين بيان خواهيم كرد يعنى صيرورت نفس ناطقهء عقل مستفاد « 2 » و متّصل شدن به عقل فعّال و منخرط گشتن در سلك عقول مجرّده و ملائكه مقدّسه ؛ پس بايد كه تعريف كنيم ما حال اين سعادت عقليّه را ، چه حال سعادت بدنيّه چنان كه گفته شد ، مفروغ عنها است ، در شرع اقدس . اين بود شرح كلام شيخ . و بنابر مذهب اكثر متكلّمين كه قول به معاد جسمانى است فقط ، تصحيح معاد جسمانى به دو وجه توان نمود : چه ايشان يا قائلند به اعدام اجسام بالاسر ، يا نه و آنان كه قائل باشند نتواند بود كه قائل به جواز اعاده معدوم نباشند و آنان كه قائل « 3 » نباشند يا قائل خواهند بود به جواز اعاده معدوم يا نه ، آنان كه قائلند به جواز اعاده اشكالى در اعاده نزد ايشان نيست ، چه تجويز كنند اعاده هر چه را معدوم شده از بدن خواه از جمله مشخصات بدن باشد و خواه نه ، و آنان كه قائل نيستند نتواند بود كه قائل باشند به اعدام چيزى از مشخصات بدن .
هامش
( 1 ) ب : به . ( 2 ) ب : يعنى . ( 3 ) ج : « قائل » ندارد .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 624 | عبد الرزاق اللاهيجي