تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١

فصل دوّم از باب چهارم از مقالهء سوّم در ذكر عالم مثال

بدان كه جماعتى از حكماى اسلام - سيّما شيخ شهاب الدّين سهروردى مشهور به شيخ اشراق كه تدوين حكمت اشراقيين در زمان اسلام او كرده - مدّعى آن است كه ملوك و صناديد عجم در زمان سابق ، مثل كيخسرو و نظراى وى ، ارباب حكمت اشراق بوده‌اند . و حكماى يونان نيز « 1 » هر كه سابق بر زمان ارسطو بوده بر طريقهء حكمت اشراقيين بوده ، و ارسطو مخالفت كرده با ايشان و تدوين حكمتى كه مشهور است به حكمت مشّائين نموده . و فرق ميان حكمت اشراقيّين و حكمت مشّائين به چند وجه است و عمدهء على ما هو المشهور آنكه : اشراقيين در تحصيل حكمت طريقهء رياضت و مجاهده و مكاشفه را ، قدوه دانند و التفاتى به نظر و بحث نكنند . بلكه گاه باشد كه منافى دانند ؛ به خلاف مشائين كه در تحصيل حكمت ، نظر و قياس منطقى را عمده دانند و هر چه نه بر طبق برهان و قياس بود التفات به آن نكنند . و نسبت اشراقيّين و مشائين در زمان سالف ، چون نسبت صوفيّه و متكلّمين است در زمان اسلام . و تحقيق اين فرق در مقدمهء كتاب مذكور شد . و بالجمله حكماى اشراقيين و صوفيّه ادّعا كنند مطالب كثيره را ، از « 2 » حكمت و معرفت كه مشّائين و متكلّمين منكر آنند و مؤدّاى نظر و برهان ، مخالف مقتضاى آن . و از جمله قول به عالم مثال است .
هامش
( 1 ) الف : « نيز » ندارد . ( 2 ) ب ، ج : در .