تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
بسوزانيم ! فاطمه - عليها السلام - گفت : كه مىسوزانى ، على را و فرزندان مرا ؟ ! گفت : أي و اللّه ، مگر اينكه بيرون آيند و بيعت كنند . و ابن عبد ربّه ، آورده كه : على و عباس در خانهء فاطمه - عليها السلام - بودند كه ابو بكر گفت مر عمر را كه برو و بياور ايشان را و اگر ابا كنند ؛ مقاتله كن با ايشان ! فأقبل بقبس من نار على أن يضرم عليهم النار فلقيته فاطمة فقالت : يا بن الخطّاب ؛ أ جئت لتحرق دارنا ؟ قال : نعم « 1 » . و در كتاب « محاسن » و كتاب « انفاس الجواهر » نيز مثل اين وارد شده و اين جمله از علماى اهل سنت‌اند . پنجم : آنكه تخلّف نمود از جيش اسامه ؛ و حال آنكه پيغمبر گفته بود كه : لعن اللّه المتخلّف عن جيش اسامة « 2 » . ششم : آنكه خليفهء خود ؛ عمر را كرد و حال آنكه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به اعتقاد ايشان استخلاف نكرده بود ! پس اگر استخلاف خوب بود ؛ چرا پيغمبر نكرد ؟ و اگر بد بود ؛ چرا ابو بكر كرد ؟ ! و عمر در وقت رحلت گفت : إن لم أستخلف فإنّ رسول اللّه لم يستخلف و إن استخلف ، فإنّ أبا بكر استخلف « 3 » ، و هذا تصريح منه بعدم استخلاف النبيّ . هفتم : آنكه عمر گفت : ابو بكر ، « فلته ، يعنى بدون تأمّل و تدبر بود ، فمن عاد إلى مثلها فاقتلوه » « 4 » . هشتم : آنكه خود گفت : أقيلوني فلست بخيركم و علي فيكم « 5 » ، يعنى عزل كنيد مرا كه من بهترين امّت نيستم در حالتى كه على در ميان امّت است .
هامش
( 1 ) العقد الفريد : 5 / 13 ، دار الكتب العلمية بيروت . ( 2 ) بحار 8 / 248 ط قديم . ( 3 ) صحيح مسلم 12 / 206 . ( 4 ) بحار الأنوار ط قديم : 8 / 248 . ( 5 ) بحار الأنوار ط قديم : 8 / 259 .